دانشنامه و منابع آموزشی تاج
فرایند و سیستم‌سازی

فرایندسازی در سازمان؛ از آشفتگی عملیاتی تا سیستم قابل مدیریت

تصویری مفهومی مرتبط با فرایند و سیستم‌سازی

در این نوشته، فرایندسازی را یک پروژه مستندسازی نمی‌دانیم؛ آن را یک قابلیت مدیریتی می‌بینیم که وابستگی به افراد را کم می‌کند، جریان کار را روشن می‌سازد، مسئولیت هر نفر را معلوم می‌کند و داده‌ای قابل‌اتکا برای تصمیم‌گیری و بهبود در اختیار سازمان می‌گذارد.

فرایندسازی در سازمان‌ها

از آشفتگی عملیاتی تا سیستم قابل مدیریت

رویکرد TAJ به BPM، Workflow، Process Mining، تحول دیجیتال و هوش مصنوعی

این مقاله درباره چیست؟

وقتی کسب‌وکار با افراد جلو می‌رود، نه با سیستم

در سازمان‌های کوچک، کارها معمولاً با تجربه چند نفر، یک تماس تلفنی، چند پیام و هماهنگی حضوری پیش می‌رود و همین هم کافی است. اما همین‌که حجم کار بالا می‌رود، مشتری‌ها بیشتر می‌شوند، تیم گسترش پیدا می‌کند یا شعبه و واحد تازه‌ای اضافه می‌شود، همان روش‌های قدیمی کم‌کم خودشان منبع خطا و اصطکاک می‌شوند.

نشانه‌های این وضعیت را معمولاً می‌شود از چند جا دید: نبودن یک نفر کل کار را متوقف می‌کند؛ دو واحد سر مسئولیت یک فعالیت با هم اختلاف پیدا می‌کنند؛ یک داده چند بار در جاهای مختلف ثبت می‌شود؛ مدیر نمی‌داند یک درخواست الان دقیقاً کجاست؛ و حتی خرید یک نرم‌افزار جدید هم لزوماً چیزی را حل نمی‌کند.

از نگاه TAJ، این نشانه‌ها معمولاً یک ریشه مشترک دارند: جریان کار سازمان هنوز آنقدر که باید شفاف، قابل اندازه‌گیری و قابل انتقال نیست.

فرایندسازی دقیقاً همین‌جا معنا پیدا می‌کند.

نشانه‌هایی که می‌گویند سازمان به فرایندسازی نیاز دارد

  • بخش زیادی از کارها همچنان به حضور و حافظه چند نفر کلیدی وابسته است.
  • یک کار مشابه در واحدهای مختلف، هرکدام به روش خودشان انجام می‌شود.
  • درخواست‌ها و اسناد بین واحدها معطل می‌مانند، بدون اینکه معلوم باشد نوبت با چه کسی است.
  • دوباره‌کاری، برگشت‌خوردن کار و اصلاح مکرر اطلاعات دیگر عادی شده است.
  • گزارش مدیریتی هست، اما وقتی مدیر می‌خواهد بفهمد تأخیر یا هزینه اضافی از کجا آمده، جواب روشنی پیدا نمی‌کند.
  • سازمان چند نرم‌افزار و ابزار دارد، اما این ابزارها با هم حرف نمی‌زنند و اطلاعات بینشان یکپارچه نیست.
  • همین‌که حجم کار بالا می‌رود، کیفیت پایین می‌آید و هزینه یا فشار مدیریتی بیشتر از حد معقول بالا می‌رود.

فرایند Workflow، و BPM چه تفاوتی دارند؟

برای اینکه بحث فرایندسازی درگیر اصطلاحات پیچیده نشود، بهتر است سه مفهوم را از هم جدا کنیم. فرایند نشان می‌دهد یک ورودی با چه هدفی به خروجی تبدیل می‌شود Workflow. لایه اجرایی همان فرایند است؛ یعنی کار چگونه، توسط کدام نقش، با چه ترتیب و تحت چه شرایطی جلو می‌رود.

و BPM یا مدیریت فرایندهای کسب‌وکار، همان نظام مستمری است که این فرایندها را شناسایی، طراحی، اجرا، پایش و بهبود می‌دهد [۱]

محدوده، ورودی/خروجی وجریان خلق ارزش از ورودی تا
چه کاری و با چه هدفی انجام می‌شود؟فرایند
فعالیت‌هاخروجی
کار چگونه، توسط چه نقشی و با چهجریان اجرایی وظایف، تصمیم‌ها
مسیر اجرایی قابل پیگیریWorkflow
ترتیبی حرکت می‌کند؟و مسئولیت‌ها
چگونه فرایند را طراحی، اجرا، پایشمدیریت چرخه عمر فرایندها در
نظام مستمر مدیریت و بهبودBPM
و بهبود دهیم؟سطح سازمان

چرا فرایندسازی می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند؟

مزیت رقابتی پایدار فقط از دل محصول یا فناوری بیرون نمی‌آید. خیلی از قابلیت‌های ارزشمند یک سازمان در همان نحوه انجام کار، هماهنگی بین واحدها، کیفیت داده و سرعت یادگیری شکل می‌گیرد. دیدگاه مبتنی بر منابع هم همین را می‌گوید: منابع و قابلیت‌هایی که ارزشمند، کمیاب و تقلیدشان سخت باشد، می‌توانند پایه یک مزیت رقابتی پایدار شوند [۳]

  • وابستگی به چند نفر کلیدی کم می‌شود و دانش ضمنی آن‌ها به دانش قابل‌انتقال سازمانی تبدیل می‌شود.
  • مقیاس‌پذیری بالا می‌رود؛ یعنی حجم کار زیاد می‌شود بدون اینکه کیفیت افت کند یا هزینه نامتناسب بالا برود.
  • مسئولیت‌ها شفاف‌تر می‌شود و دوباره‌کاری، تعارض و فعالیت‌های بدون ارزش افزوده کاهش پیدا می‌کند.
  • زمان انتظار مشتری کوتاه‌تر و کیفیت خدمت باثبات‌تر می‌شود.
  • زیرساخت مناسبی برای کنترل ریسک، انطباق و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده شکل می‌گیرد.

رویکرد: TAJ از مسئله واقعی تا فرایند قابل سنجش

یکی از خطاهای رایج این است که پروژه فرایندسازی را با «رسم همه فرایندها» شروع کنند. در TAJ نقطه شروع، مسئله واقعی کسب‌وکار است، نه رسم نمودار. اول مشخص می‌کنیم کدام جریان کاری بیشترین اثر را روی مشتری، هزینه، ریسک، نقدینگی یا کیفیت اطلاعات دارد؛ بعد همان یکی را تا سطح اجرا و اندازه‌گیری جلو می‌بریم.

رویکرد TAJ: از مسئله واقعی تا فرایند قابل سنجش

گاماقدام
۱. شناسایی و اولویت‌بندیفرایندهای اصلی، پشتیبان و مدیریتی را مشخص می‌کنیم و بر اساس اثر روی مشتری، هزینه، ریسک و شدت مسئله اولویت‌بندی می‌کنیم.
۲. مدل‌سازی وضع موجود (As-Is)آنچه واقعاً در سازمان اتفاق می‌افتد ثبت می‌شود، نه فقط آنچه در آیین‌نامه نوشته شده؛ مصاحبه، مشاهده مستقیم و داده‌های سامانه‌ای کنار هم قرار می‌گیرند.
۳. تحلیل و تشخیص مسئلهگلوگاه‌ها، دوباره‌کاری‌ها، تأخیرها، نقاط کنترل ضعیف، فعالیت‌های بدون ارزش افزوده و ریشه خطاها شناسایی می‌شوند.
۴. طراحی وضع مطلوب (To-Be)فرایندی ساده‌تر، شفاف‌تر و قابل سنجش طراحی می‌شود و قواعد تصمیم، نقش‌ها و کنترل‌ها مشخص می‌گردند.
۵. تبدیل به Workflow اجراییمراحل، مسئول هر مرحله، شرایط تغییر مسیر، زمان مورد انتظار، اعلان‌ها و خروجی نهایی تعریف می‌شوند.
۶. اجرا و اتوماسیون هدفمندابتدا اجرای واقعی تثبیت می‌شود؛ سپس فعالیت‌های تکراری و قاعده‌پذیر برای دیجیتال‌سازی یا اتوماسیون انتخاب می‌شوند.
۷. پایش و بهبود مستمرشاخص‌های زمان، کیفیت، هزینه، رضایت، خطا و انطباق اندازه‌گیری می‌شوند و اصلاحات بر پایه همین داده‌ها ادامه پیدا می‌کند.

حاکمیت فرایندی: چه کسی مالک نتیجه است؟

حتی بهترین طراحی فرایندی هم اگر مالکیت و پاسخگویی روشنی نداشته باشد، در عمل کمرنگ می‌شود. حاکمیت فرایندی همین را روشن می‌کند: چه کسی درباره فرایند تصمیم می‌گیرد، چه کسی اجرا می‌کند، چه شاخص‌هایی گزارش می‌شود و تغییرات چطور تصویب و پیگیری می‌شوند. در ادبیات BPM هم حاکمیت و همراستایی راهبردی جزو نشانه‌های بلوغ فرایندی سازمان به حساب می‌آید [۱، ۶]

مالک فرایند (Process Owner) مالک فرایند مسئول عملکرد کل فرایند است، نه فقط یک واحد. او باید بتواند گلوگاه بین واحدها را پیگیری کند، شاخص‌ها را زیر نظر داشته باشد، تغییرات لازم را پیشنهاد بدهد و در نهایت پاسخگوی نتیجه باشد.

RACI؛ ابزار ساده برای روشن‌کردن مسئولیت

چه کسی کار را انجام می‌دهد؟اجرا‌کنندهR — Responsible
چه کسی مالک نتیجه و پاسخ نهایی است؟پاسخگوی نهاییA — Accountable
نظر چه کسی پیش از تصمیم لازم است؟مشورت‌شوندهC — Consulted
چه کسی باید از نتیجه یا وضعیت مطلع شود؟مطلع‌شوندهI — Informed
  • هر فرایند کلیدی باید یک مالک مشخص با اختیار واقعی داشته باشد.
  • شاخص‌های فرایند باید محدود، شفاف و مرتبط با هدف کسب‌وکار باشند.
  • هر تغییر در فرایند باید ثبت، ارزیابی اثر و تأیید شود.
  • جلسات بهبود باید بر اساس داده و مسئله واقعی برگزار شوند، نه صرفاً برای گزارش وضعیت.
  • نسخه مستندات و Workflow باید کنترل شود تا کسی با نسخه قدیمی کار نکند.

Workflow؛ جایی که فرایند وارد اجرا می‌شود

Workflow مجموعه‌ای از مراحل، وظایف، تصمیم‌ها و قواعد اجرایی است که از یک رویداد شروع می‌شود و در یک مسیر مشخص به نتیجه می‌رسد. اگر فرایندسازی تصویر کلی جریان ارزش را روشن می‌کند Workflow، همان تصویر را به یک جریان عملیاتی و قابل پیگیری تبدیل می‌کند.

ثبت درخواست، دریافت فاکتور، رسیدن موعدرویدادی که گردش کار را فعال می‌کند— Trigger شروع
بررسی، ثبت، تأیید، اجراوظایفی که ترتیبی یا موازی انجام می‌شوند— Tasks فعالیت‌ها
بودجه کافی است؟ مدارک کامل است؟شرایطی که مسیر را تغییر می‌دهد— Decision Points تصمیم
مدیر واحد، مالی، تدارکاتمسئول هر مرحله بر اساس نقش، نه صرفاً نام فرد— Roles نقش‌ها
تأیید، رد، پرداخت، تحویلنتیجه نهایی قابل تشخیص— Outcome خروجی
داشبورد، هشدار SLA،وضعیت، مسئول مرحله و اعلان‌ها— Tracking پیگیری

انواع رایج Workflow

هر مرحله پس از تکمیل مرحله قبل آغاز می‌شود.ترتیبی (Sequential)
چند بررسی یا اقدام مستقل می‌توانند هم‌زمان انجام شوند.موازی (Parallel)
بر اساس یک شرط، مسیر متفاوتی انتخاب می‌شود.شرطی (Conditional)
حرکت کار تابع وضعیت پرونده یا داده است.حالت‌محور (State-driven)
برای خرید، قرارداد، مرخصی، پرداخت و موارد چندسطحی.تأیید و تصویب (Approval)
برای گردش نامه، صورت‌جلسه، درخواست و مستندات.اسنادی/اداری
برای فرایندهای اصلی مانند تولید، خدمت‌رسانی و پشتیبانی.عملیاتی

طراحی Workflow در ۷ گام

گامشرح
۱. تعیین رویداد شروعمشخص می‌شود چه داده یا اتفاقی گردش کار را فعال می‌کند.
۲. شناسایی فعالیت‌هاتمام وظایف لازم، ترتیب انجام و امکان اجرای موازی آن‌ها تعیین می‌شود.
۳. تعیین نقاط تصمیمشرایط انشعاب، استثناها و برگشت کار روشن می‌شود.
۴. تخصیص نقش‌هابرای هر مرحله، مسئول، پاسخگو و افراد مطلع مشخص می‌شوند.
۵. تعریف خروجی و پایانشرط پایان و نتیجه نهایی به‌طور دقیق تعریف می‌شود.
۶. اعلان و قابلیت پیگیریوضعیت کار و مسئول مرحله فعلی باید برای ذی‌نفعان قابل مشاهده باشد.
۷. اندازه‌گیری و بهبودزمان هر مرحله، خطاها، برگشت‌ها و گلوگاه‌ها ثبت و تحلیل می‌شوند.

Process Mining؛ دیدن فرایند واقعی از روی داده

Process Mining از داده‌های رویدادی سامانه‌ها استفاده می‌کند تا جریان واقعی فرایند را کشف کند، انطباق آن را با مدل طراحی‌شده بسنجد و زمان و گلوگاه‌ها را تحلیل کند. با این روش می‌شود فاصله میان «فرایند روی کاغذ» و «فرایند واقعی» را دید و بهبود را روی شواهد واقعی بنا کرد [۵]

هوش مصنوعی در فرایندها؛ بعد از شفافیت، نه قبل از آن

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند BPM در عصر هوش مصنوعی دارد از اتوماسیون صرف به سمت فرایندهای سازگارتر، تحلیلی‌تر و تا حدی خودمختار حرکت می‌کند [۸] اما از نگاه TAJ، هوش مصنوعی وقتی ارزش می‌آفریند که هدف فرایند، کیفیت داده، مسئولیت و قواعد کنترلی از قبل روشن باشند.

  • پیش‌بینی احتمال تأخیر، خطا یا عدم انجام SLA و ایجاد هشدار زودهنگام.
  • پیشنهاد اولویت‌بندی پرونده‌ها یا تصمیم‌ها بر اساس الگوهای داده‌ای.
  • استخراج اطلاعات از اسناد و تبدیل ورودی‌های غیرساخت‌یافته به داده قابل پردازش.
  • کمک به تحلیل مدل‌های فرایندی و شناسایی الگوهای بهبود، با حفظ نظارت انسانی در تصمیم‌های حساس.

اصل کلیدی هوش مصنوعی نباید جای شناخت فرایند را بگیرد؛ باید بعد از روشن‌شدن هدف، داده، مسئولیت و قواعد کنترلی وارد کار شود.

مدل‌سازی فرایند و استاندارد BPMN

برای اینکه مدل فرایند بین مدیران، کارشناسان و تیم فنی قابل فهم و قابل انتقال باشد، بهتر است از یک زبان مدل‌سازی استاندارد استفاده شود BPMN.

یا Business Process Model and Notation همان استاندارد رسمی OMG برای نمایش فرایندهای کسب‌وکار است [۴]

شروع، رویدادهای میانی و پایان فرایند.— Events رویدادها
کارهایی که باید انجام شوند.— Tasks / Activities فعالیت‌ها
نقاط تصمیم، انشعاب و ادغام مسیرها.— Gateways دروازه‌ها
ترتیب حرکت بین فعالیت‌ها.— Sequence Flow جریان توالی
تفکیک نقش‌ها، واحدها یا طرف‌های درگیر در فرایند.Pool & Lane

نکته اجرایی

هدف از BPMN پیچیده‌تر کردن مستندات نیست. سطح جزئیات باید با مخاطب و کاربرد هماهنگ باشد؛ مدل مدیریتی می‌تواند ساده بماند، در حالی که مدل اجرایی و فنی جزئیات بیشتری لازم دارد.

سازمان سنتی یا چابک؟ پاسخ همیشه یکی نیست

رویکرد فرایندی باید با ساختار، صنعت، ریسک و سرعت تغییر محیط هماهنگ باشد. سازمان‌های سنتی بیشتر روی کنترل، ثبات و مستندسازی رسمی تمرکز دارند؛ سازمان‌های چابک بیشتر دنبال بازخورد سریع، مالکیت تیمی و اصلاح مستمرند. خیلی از سازمان‌ها هم در عمل به یک مدل ترکیبی از این دو نیاز دارند.

انعطاف، یادگیری و پاسخ سریع به تغییرکنترل، ثبات و پیش‌پیش‌بینی‌پذیریفلسفه اصلی
سبکتر و به‌روزشوندهتفصیلی‌تر و رسمیسطح مستندسازی
سریع‌تر و مبتنی بر بازخوردرسمی، چندمرحله‌ای و کمتکرارتغییر فرایند
خط مبنا برای یادگیری و بهبودقانون نسبتاً ثابتنگاه به استاندارد
پراکندگی و از دست‌رفتن انسجامبوروکراسی و مقاومت در برابر تغییرریسک اصلی
محیط‌های پویا، خدمات و فعالیت‌های نوآورانهفرایندهای حساس، نظارتی، ایمنی و انطباقمناسب‌تر برای

راهکار ترکیبی

فرایندهای مالی، حقوقی، ایمنی و انطباق معمولاً به کنترل بیشتری نیاز دارند؛ فرایندهای نوآورانه و مشتری‌محور اما می‌توانند با چرخه‌های کوتاه‌تر بازخورد و بهبود مدیریت شوند.

فرایندی که اندازه‌گیری نمی‌شود، مدیریت نمی‌شود

شاخص‌ها باید با هدف فرایند مرتبط باشند و تعدادشان آنقدر زیاد نباشد که خود گزارش‌گیری جای مدیریت را بگیرد. معمولاً ترکیبی از شاخص‌های زمان، کیفیت، هزینه، مشتری و انطباق تصویر متوازن‌تری می‌دهد.

مدت زمان تأیید درخواست خریدزمان طی‌شدن یک مورد از شروع تا پایانCycle Time / Lead Time
درصد تیکت‌ها پاسخ‌داده‌شده زیر ۴ ساعتدرصد موارد انجام‌شده در زمان تعهد‌شدهSLA Compliance

درصد مواردی که بدون برگشت یا اصلاح

تکمیل می‌شوند

درصد سفارش‌هایی که به اصلاح نیاز دارندنرخ دوباره‌کاری یا برگشتRework Rate
اشتباه در اطلاعات فاکتور یا پروندهنرخ خطا یا خروجی نامنطبقError / Defect Rate
هزینه پردازش یک درخواست یا سفارشهزینه متوسط پردازش هر موردCost per Case
امتیاز رضایت پس از ارائه خدمترضایت دریافت‌کننده خروجی فرایندCustomer Satisfaction
درصد مراحل بدون ورود دستی دادهسهم فعالیت‌های مناسب که خودکار شده‌اندAutomation Rate
  • هر KPI باید به یک هدف یا ریسک مشخص متصل باشد.
  • تعریف شاخص، منبع داده، تناوب اندازه‌گیری و مسئول گزارش‌گیری باید روشن باشد.
  • شاخص‌های نتیجه‌ای با شاخص‌های فرایندی/پیشرو ترکیب شوند.
  • بدون خط مبنا هدف‌گذاری نمی‌کنیم؛ اول وضعیت فعلی را اندازه می‌گیریم.
  • KPI نباید رفتار مخرب ایجاد کند؛ برای مثال، سرعت بدون توجه به کیفیت.

فرایندسازی در سازمان‌ها؛ مسئله کجاست؟

در خیلی از سازمان‌ها، نیاز به کاهش وابستگی به افراد، افزایش شفافیت، کنترل هزینه و یکپارچه‌سازی اطلاعات، فرایندسازی را به یک ضرورت مدیریتی تبدیل کرده است. با این حال، نوع و شدت چالش‌ها در صنایع مختلف فرق دارد. موارد زیر را باید الگوهای پرتکرار و ملاحظات اجرایی دید، نه نتیجه یک پیمایش آماری سراسری.

دانش و اختیار در ذهن افراد کلیدی باقی می‌ماند و انتقال‌پذیری پایین می‌آید.فرهنگ فردمحوری
اسناد برای گواهینامه یا ممیزی تولید می‌شوند اما به اجرای روزمره متصل نیستند.مستندسازی برای نمایش
روشن‌شدن مسئولیت و نقاط تأخیر ممکن است با مقاومت آشکار یا پنهان روبه‌رو شود.مقاومت در برابر شفافیت
مشکالت بین واحدها بدون صاحب می‌مانند و پیگیری سرتاسری اتفاق نمی‌افتد.نبود مالک فرایند
اولویت‌های جدید می‌توانند پروژه‌های فرایندی را نیمه‌کاره یا مقطعی کنند.تغییرات مدیریتی
خرید ابزار بدون بازطراحی فرایند، هزینه را بال می‌برد اما مسئله اصلی را حل نمی‌کند.فناوریزدگی

الزامات اجرایی برای موفقیت

  • کار را از فرایندهای کلیدی و پردردسر شروع کنیم، نه از مستندسازی کل سازمان در یک مرحله.
  • حمایت مدیریت ارشد باید با مشارکت واقعی کارکنان خط مقدم همراه شود.
  • مالک فرایند با اختیار و مسئولیت روشن تعریف شود.
  • هدف هر پروژه فرایندی با یک مسئله کسب‌وکار و یک شاخص نتیجه‌ای گره بخورد.
  • در مراحل اولیه، ابزار ساده و قابل فهم را ترجیح می‌دهیم و پیچیدگی را کم‌کم اضافه می‌کنیم.
  • آموزش و مدیریت تغییر هم‌زمان با طراحی فرایند انجام شود.
  • بهبود فرایند باید به نظام ارزیابی عملکرد و جلسات مدیریتی وصل شود، وگرنه بعد از پایان پروژه متوقف می‌شود.

خطاهایی که پروژه فرایندسازی را بی‌اثر می‌کنند

  • شروع با مستندسازی تمام فرایندها بدون اولویت‌بندی و بدون مسئله مشخص.
  • طراحی فرایند ایده‌آل بدون مشاهده واقعیت کار و مشارکت مجریان.
  • تمرکز بیش از حد بر شکل نمودار و کم‌توجهی به مسئولیت، داده، کنترل و شاخص.
  • اتوماسیون فرایند ناکارآمد پیش از حذف دوباره‌کاری‌ها و مراحل غیرضروری.
  • تعریف شاخص‌های متعدد بدون منبع داده معتبر و بدون مسئول مشخص.
  • نادیده‌گرفتن استثناها؛ در نتیجه کارکنان برای موارد واقعی از Workflow خارج می‌شوند.
  • نداشتن برنامه بازنگری؛ مستندات پس از چند ماه با واقعیت سازمان فاصله می‌گیرند.

قاعده سه‌گانه TAJ هر پروژه فرایندی باید به سه سؤال پاسخ روشن بدهد: چه مسئله‌ای را حل می‌کنیم؟ چه کسی مالک نتیجه است؟ موفقیت را با چه عدد یا نشانه‌ای می‌سنجیم؟

مثال کاربردی Workflow: درخواست خرید

برای اینکه رابطه فرایندسازی و Workflow ملموس‌تر شود، مثال زیر یک سناریوی آموزشی است و به سازمان خاصی اشاره ندارد. فرض کنیم سازمانی می‌خواهد درخواست خرید داخلی را از لحظه ثبت نیاز تا صدور سفارش و بایگانی، شفاف و قابل پیگیری کند.

درخواست ثبت‌شدهشرح نیاز، مقدار، زمان۱. ثبت نیازاطلاعات اجباری کامل است؟درخواست‌کننده
تأیید /ارجاع /رددرخواست ثبت‌شده۲. بررسی بودجهبودجه موجود است؟مالی/بودجه
مجوز خریدمبلغ و ضرورت خرید۳. تأیید مدیریتیسطح تأیید متناسب با مبلغمدیر مجاز

قواعد تأمین‌کننده و مقایسه

پیشنهادها

سفارش خریدمجوز و تأمین‌کننده۵. صدور سفارشکنترل شرایط نهاییتدارکات
رسید یا اعلام مغایرتکالا/خدمت۶. دریافت و کنترلتطبیق با سفارشانبار/واحد درخواست‌کننده
پرونده بسته و قابل گزارش رسید و اسناد۷. بستن پروندهکامل‌بودن مدارکمالی/تدارکات

شاخص‌های پیشنهادی این Workflow

  • میانگین زمان از ثبت درخواست تا صدور سفارش.
  • درصد درخواست‌های برگشتی به دلیل نقص اطلاعات.
  • درصد درخواست‌های خارج از SLA.
  • تعداد موارد معطل در هر نقش یا مرحله.
  • درصد خریدهای دارای مغایرت میان سفارش و دریافت.

TAJ در پروژه‌های فرایندی چه چیزی را دنبال می‌کند؟

در TAJ هدف نهایی فقط تحویل یک فلوچارت یا دستورالعمل نیست؛ خروجی خوب باید در عملکرد واقعی کسب‌وکار دیده شود. بسته به مسئله و سطح آمادگی سازمان، ممکن است تمرکز روی شناخت و بازطراحی فرایند باشد، یا شفاف‌سازی مسئولیت‌ها، طراحی، تعریف Workflow، کنترل‌ها و شاخص‌ها، مستندسازی، آموزش، و در صورت نیاز آماده‌سازی برای استقرار یا اتوماسیون.

این نگاه به‌خصوص در فرایندهای مالی و عملیاتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چون کیفیت گزارش، کنترل داخلی، نقدینگی و تصمیم‌گیری مدیریتی مستقیماً به کیفیت جریان اطلاعات و اجرای فرایندها وابسته است.

جمع‌بندی

فرایندسازی وقتی بیشترین ارزش را می‌آفریند که از سطح مستندسازی فراتر برود و به اجرای واقعی، مسئولیت روشن، اندازه‌گیری و بهبود مستمر وصل شود. سازمانی که جریان خلق ارزش خودش را می‌شناسد، بهتر می‌تواند وابستگی به افراد را کم کند، عملکردش را مقیاس‌پذیر کند، گلوگاه‌ها را ببیند و تصمیم‌های فناوری را هدفمندتر بگیرد.

Workflow مکمل اجرایی فرایندسازی است؛ همان فرایند طراحی‌شده را به جریانی مشخص از مراحل، نقش‌ها، تصمیم‌ها، اعلان‌ها و خروجی‌ها تبدیل می‌کند. بعد از آن Process Mining، و هوش مصنوعی می‌توانند داده و قدرت تحلیل بیشتری به این چرخه اضافه کنند؛ اما فناوری زمانی نتیجه پایدار می‌دهد که روی یک فرایند شفاف و داده‌ای قابل‌اتکا سوار شده باشد [۵، ۸]

جمع‌بندی یک‌خطی TAJ فناوری باید در خدمت فرایند باشد؛ فرایند باید در خدمت ارزش؛ و بهبود باید بر پایه داده و مسئولیت روشن ادامه پیدا کند.

منابع

  • Dumas, M., La Rosa, M., Mendling, J., & Reijers, H. A. (2018). Fundamentals of Business Process Management (2 nd ed.). Springer. DOI: 10.1007/978-3-662-56509-4
  • ISO/TC 176/SC 2. (2015). The Process Approach in ISO 9001: 2015. International Organization for Standardization (ISO).
  • Barney, J. (1991). Firm Resources and Sustained Competitive Advantage. Journal of Management, 17(1), 99–120. DOI: 10.1177/014920639101700108
  • Object Management Group (OMG). (2014). Business Process Model and Notation (BPMN), Version 2.0.2.
  • van der Aalst, W. M. P. (2016). Process Mining: Data Science in Action (2 nd ed.). Springer. DOI: 10.1007/978-3-662-49851-4
  • Trkman, P. (2010). The Critical Success Factors of Business Process Management. International Journal of Information Management, 30(2), 125–134. DOI: 10.1016/j. ijinfomgt.2009.07.003
  • Davenport, T. H. (1993). Process Innovation: Reengineering Work through Information Technology. Harvard Business School Press.
  • Rosemann, M., vom Brocke, J., Van Looy, A., Santoro, F., et al. (2024). Business process management in the age of AI – three essential drifts. Information Systems and e-Business Management, 22, 415–429. DOI: 10.1007/s10257-024-00689-9
سعیده بایرامی آذر — مدیرعامل و مدیر ارشد فناوری محمدرضا میرزائی — رئیس شرکت و مدیر راهبرد مالی
استقرار و بهینه‌سازی سیستم مالی حسابرسی داخلی و ارزیابی مالی
نسخه مرجع مقالهبرای مطالعه یا بایگانی، نسخه PDF اصلی در دسترس است.
مشاهده PDF
ادامه مسیر یادگیری
گفت‌وگوی تخصصی

مسئله شما هم به یک تصمیم روشن‌تر نیاز دارد؟

کافی است کمی درباره وضعیت کسب‌وکارتان بنویسید؛ گفت‌وگو را از همان مسئله واقعی شروع می‌کنیم.

درخواست گفت‌وگو